در یک اقدام ژانگولری یه هفته مونده به عید تو اوج کارهای شرکت و آخر سال و خونه تکونی و عید بازی همه چیز و گذاشتیم و به هوای نمایشگاه Watex یه چند روزی رفتیم دبی . به قول خواننده لوس آنجلسی UCLA رفته ، اسی خان : رفتیم دبی .... چه جایی بود 
واقعا روزی 24 بار با دلیل و مدرک به آدم ثابت میشد که عرب ها خیلی پولدار هستن ... عرب ها ممکنه یه زمانی ملخ خور بودن اما الان با همون پولشون فرهنگ و کلاس و شخصیت هم واسه خودشون خریدن. دارن با همه امکانات از نعمت هایی که خدا بهشون داده و نداده استفاده می کنن تا مردم و بیارن و بکشون به طرف خودشون. در طول یک روز میشه سوار بهترین ماشین های دنیا شد و بره خرید تو مال و از بین بهترین برندها ی دنیا تا در پیتی ترینشون هر کدوم و می خواد انتخاب کنه و بخره بعد میشه همون جا رفت اسکی و بقیه ورزشهای برفی و تجربه کرد بعد از اونجا بره تو دل صحرا و روی حصیر بشینه سقف بالای سرش بشه آسمون خدا و شتر سواری کنه بعد با پاجرو 2008 بیاد بره پشت بام لوکس ترین هتل دنیا شنا کنه یا تنیس بازی کنه و .....
و اقعا آدم لذت میبره از اینهمه مدیریت و فکری که پشت این ظواهر میبینه و دلش میسوزه و کباب کباب میشه وقتی یاد صحرای خودمون می افته یا همون تیکه خلیج فارسیمون که تو کشور خودمون قرارداره . یا پیست های بزرگ دیزین و توچال و شمشکمون که هنوز تله کابین و تله سیژهاش ماله سی سال پیشه :((دیگه به تخت جمشیدمون و فلک الافلاک و طبیعت شمال و ..... ندارم. عرب ها باید بیان مسیرمسافرت ابن بطوطه رو شبیه سازی کنن و یه ایران هم اون وسط بزارن که نع سمبل داره نع حرفی واسه گفتن. ابن سینا مال عرب ها مولوی مال ترک ها .......
خدایا شکر :)

خیلی دوست دارم بدونم اگه این فیلم و کسی غیر از مهرجویی هم ساخته بود این همه روزنامه ها بهش می پرداختن!؟!؟