درباره نویسنده
Nazaki
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • Nazaki
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • چهارشنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩۱
  • سه‌شنبه ٢٥ بهمن ،۱۳٩٠
  • دوشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳٩٠
  • شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩٠
  • شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩٠
  • من کی هستم
  • شنبه ۸ بهمن ،۱۳٩٠
  • جمعه ۱٥ آبان ،۱۳۸۸
  • جمعه ۱٥ آبان ،۱۳۸۸
  • جمعه ۱٥ آبان ،۱۳۸۸
  • دوشنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸۸
  • پنجشنبه ٧ آبان ،۱۳۸۸
  • تولدی دوباره :)
  • پنجشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٧
  • سه‌شنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٧
  • جمعه ٦ دی ،۱۳۸٧
  • جمعه ٦ دی ،۱۳۸٧
  • دوشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٧
  • پنجشنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸٧
  • دوشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٧
  • دوشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٧
  • world of friends
  • از زبان یک زن
  • سه‌شنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٧
  • دوشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٧
  • سه‌شنبه ٧ آبان ،۱۳۸٧
  • دوشنبه ٦ آبان ،۱۳۸٧
  • سینمای چهار بعدی
  • بدون شرح!!!!!
  • دوشنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٧
کلمات کلیدی مطالب
  • چین (۱)
  • شجریان (۱)
  • المپیک (۱)
  • علیرضا عصار (۱)
  • سازمان ملل (۱)
  • مهران مدیری (۱)
  • پکن (۱)
  • بیجینگ (۱)
  • صراحی (۱)
  • شهناز (۱)
  • چهار بعدی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • فروردین ٩۱
  • بهمن ٩٠
  • آبان ۸۸
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
دوستان من
  • دستنویس های من
  • پندارهای کودکی بزرگ
  • تنهایی با دنیای سحر
  • وب نوشت
  • صبحانه
  • روز آن لاین
  • کوه یخی
  • یادداشتهای یک تبعیدی عصبانی
  • خاطرات مشبک
  • روزنامه شرق
  • ای تی ایران
  • گیله مرد
  • آدم و حوا
  • آشپز آنلاین
  • سینما و تئاتر
  • We want to know each other
  • ترسا
  • باد بیزک
  • Marshalford
  • واقعیت های دور از تعصب
  • شادونه
  • بردپیت
  • تورهای ایرانگردی
  • زن نوشت
  • دنیا دست کیه؟
  • استامینوفن
  • بهنود دیگر
  • در امتداد جدول ها
  • دلتنگستان
  • شبگرد
  • قابیل
  • شهرقصه
  • قصه های عامه پسند
  • خانم حنا
  • لئورا
  • Ranitidine
  • هاگوارتز
  • سوسکنامه
  • اسكيزوفرني
  • زن روزهای ابری
  • بازتاب
  • مامان و نینیش
  • الپر
  • زن متولد 1357
  • آبی خاکستری سیاه
  • مارمولک
  • adonis dream house
  • غریبه ای از من
  • امپراتوری شيران
  • خاطرات يک افسر وظيفه
  • آناهيتا
  • دوستی مسخره است
  • وحی شبانه
  • روزنامه همشهری
  • دوم دام
  • مسافر کوچولو
  • پروين
  • يادداشت هاي آخر شب
  • سرزمین آفتاب
  • کتابچه مهدی خلجی
  • جکستان
  • دانلود MP3
  • Wings of Desire
  • پیش بینی هوا
  • گویا
  • فرهنگ اسامی
  • دلتنگی های یک کرم دندون
  • خبرگزاری فارس
  • یک بار دیگر
  • سه تار
  • بیتوته
  • همچون کوچه ای بی انتها
  • قصه نگفته ماند
  • سراب بی نشان
  • از زندگی
  • Fire
  • صمد بهرنگی
  • زنان ایران
  • کلاق سفید
  • حاشیه خاکستری
  • منصورضابطیان
  • دفتر یادداشت
  • روزنامه
  • ساحل کبود
  • یک نفر اینجا تنهاست
  • مردی با عبای شکلاتی
  • دفتر رنگی
  • جايی که من به آن تعلق دارم
  • دست نوشته های سها
  • گاهنامه
  • پشت صحنه
  • طلسم تنهايی
  • رهگذر خسته
  • پزشکی امروز
  • زندگی صحراست
  • زهرا
  • آينده
  • زمانه
  • راديو سيتي
  • سرزمين رويايي
  • كشتي نوح
  • امشاسپندان
  • غوغاي ستارگان
  • سينا ديلي از مالزي
  • خبرگزاري دانشجويان ايران ( ايسنا)
  • رهسپار عشق
  • خانه آرزوهای آدونیس
  • تازه ترين هاي ايراني
  • زهرا
  • یادداشت های یک دختر ترشیده
  • شمسه
  • دنياي فوتبال
  • شبکه ورزش ایران
  • تهران امروز
  • 90
  • خاله ریزه
  • پرنده میمیرد اما پرواز می ماند
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



Lady Bird
 
نویسنده: Nazaki - دوشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٧

وااای ما رفتیم این فیلم کنعان و دیدیم سبزبه نظر من که خیلی بد بود :( واقعا دست نیما حقیقی درد نکنه با این فیلم ساختنش! البته نظر بعضی از دوستان این بود که دلیل بی سر و ته بودن فیلم حذف شدن قسمت هایی از فیلمه اما من فکر نمی کنم با وجود اون قسمت ها هم چیز جالبی از آب در بیاد. کل فیلم یه اتمسفر منفی و دق آور داره . یه صحنه هایی نمایش داده شده که اصلا آدم نمی فهمه  که خوب ! این یعنی چی؟دلیلش چی بود؟ اصلا منظور؟ با اینکه هنر پیشه هاشم خوب بودن. محمد رضا فروتن نقش مرد اصلی ترانه علی دوستی (مینا) زنش ، افسانه بایگان خواهر مینا , بهرام رادان فکر کنم شاید هم تصور من باشه رقیب عشقی فروتن .

 

نظرات ()



world of friends
نویسنده: Nazaki - پنجشنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٧

تو آخرین ماه های باقی مونده از سال 2008 میلادی بلاخره باراک اوباما تو رقابت پیروز و به عنوان رییس جمهور 4 سال آینده امریکا انتخاب شد. به امید روزهای خوب

مسافر کوچولو برام آهنگی که مخصوص این انتخاب و این روزهاست فرستاده منم میذارمش اینجا قشنگه.

http://blip.tv/file/1338283

نظرات ()



از زبان یک زن
نویسنده: Nazaki - پنجشنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٧
اگر به خانه ی من آمدی'...برایم مداد بیاور.....مداد سیاه...می خواهم روی چهره ام خط بکشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم، یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم !

یک مداد پاک کن بده برای محو لبها......نمی خواهم کسی به هوای سرخیشان ، سیاهم کند!

یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه در آورم....شخم بزنم وجودم را ...بدون اینها راحت تر به بهشت می روم گویا!

یک  تیغ بده؛  موهایم را از ته بتراشم.... سرم هوایی بخورد... و بی واسطه روسری کمی بیاندیشم !

نخ و سوزن  هم بده، برای زبانم می خواهم ... بدوزمش به سق....اینگونه فریادم بی صداتر است!

قیچی یادت نرود......می خواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور کنم ! 

پودر رختشویی هم لازم دارم.....برای شستشوی مغزی....مغزم را که شستم ، پهن کنم روی بند.... تا آرمانهایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت... می دانی که؟ باید واقع بین بود !

تو را به خدا....اگر جایی دیدی 'حقی' می فروختند .....برایم بخر....تا در غذا بریزم.... ترجیح  می دهم خودم قبل از دیگران حقم را  بخورم !

و سر آخر اگر پولی برایت ماند ...برایم  یک پلاکارد بخر......به شکل گردنبند.....بیاویزم به گردنم....و رویش با حروف درشت بنویسم:

'من یک انسانم '...' من هنوز یک انسانم' ....' من هر روز یک انسانم

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - سه‌شنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٧

آقای علی کردان پس از استیضاح از وزارت کشور عزل شد.خیلی دام براش سوخت .نع اینکه نمی دونم چه کار ها نکرده ها! دلم از این می سوزه که بین این همه یقه این یک نفر و گرفتن.مثل اینه که خونت تو یه کوچه ورود ممنوعه. روزی ده بار با ماشین هایی روبه رو میشی که دارن خلاف میان . خیلی هاشون با پرویی نه تنها به رو خودشونم نمیارن که خلاف کردن بلکه با پرویی و قلدری مجبورتم می کنن که دنده عقب  بری تا راه باز شه و به کارت برسی. خیلی وقت ها شده به ضررت شده و یکی از این هایی که قانون براش اصلا معنی نداره و به چشمشون نمیاد می زنن به ماشین و آینه اشم میشکنن. تو هر روز این ماجرا ها رو میبینی و تقریبا بهش عادت می کنی.اصلا بعضی وقت ها به خودتم شک می کنی که آیا هنوز هم اون تابلوی ورود ممنوع هست سر کوچه و این همه ماشین میاد! شاید برداشتن . روزها می گذره و تو این و قبول می کنی و می پذیری که تابلو سر جاشه و همه ندیده میگیرنش با سرعت میان حق تقدم دارم و .......اما یه روز صبح که میای تو کوچه میبینی یه پلیس میاد و یه ماشین که خلاف کرده رو نگه داشته مدارکش و میگیره متوقفش می کنه و به راننده اش اجازه ادامه حرکت نمی ده و ماشینشم میفرسته پارکینگ.اصلا دلت خنک میشه؟؟!!!

نع آدم فقط دلش میسوزه میگه آخی بیچاره !

نمی دونم این چندمین وزیره این کابینه است که عوض شد. شنیدم که ٢١ آبان هم قراره وزیره کشاورزی استیضاح بشه .سوال

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - دوشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٧

ما رفتیم فیلم دعوت حاتمی کیا رو دیدیم . من که واقعا کیف کردم به نظرم فیلم خیلی خوبی بود با سوژه جالب و بازی های خوب بازیگرهایی که انتخاب شده بودن. داستان اصلی فیلم بچه دار شدن ناخاسته بود و اینکه خانم های مختلف از طبقات اجتماعی متفاوت پیش یک دکتر مشترک به دلایل متفاوت مثل موقعیت کاری و سن و وضعیت مالی و غیره....  می روند برای سقط جنین . مهناز افشار و سیامک انصاری یه زوج بودن که من از سیامک انصاری بیشتر خوشم اومد. سحر جوزجانی و محمد رضا فروتن که یه کمپانی به اسم جستجو داشتن و تخصصشون فنر و تخلیه چاه بود :))‌ثریا قاسمی و کتایون ریاحی و گوهر خیر اندیش عزیزم با اون ویار ترشیش قلب و رضا بابک و مریلا زارعی و محمد رضا شریفی نیا و خلاصه خیلی دیدن داره

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - سه‌شنبه ٧ آبان ،۱۳۸٧

جشنواره فرهنگی سازمان ملل با کنسرت مشترک علیرضا عصار و مهران مدیری ، مانی رهنما ، رضا یزدانی از ١٧ تا ٢٢ آبان ماه در تالار وزارت کشور در میدان فاطمی تهران با اجرای نیکی کریمی و محمد رضا فروتن برگزار می شود.

در این سایت امکان خرید آن لاین این کنسرت وجود دارد.

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - دوشنبه ٦ آبان ،۱۳۸٧

دیروز اولین جلسه کلاس یوگام بود.باز من وقت اضافه گیر آوردم و کلاس بازیم شروع شد چشمکتاحالا یوگا نرفته بودم(مرسی از ندا جونم) واسه همین با کلی هیجان رفتم سرکلاس و واسه خودم یه شلوار گرمکن سرمه ای با نوار سبز و بلوز سبز برده بودم که تا اومدم بپوشم مربیم بهم تذکرداد که لباس یوگا به رنگ سفیده و گشاد و این قرتی بازی ها اینجا خبری نیستخجالت کلاس تقریبا یه ساعت و نیم بود و اون همه هیجان من بیخودی بود چون کلاس آرام تر و بی هیجان تر از اونی بود که فکر میکردم خوب شاید اگر غیر ازین بود عجیب بود چون کلاس آرامش و ریلکسیشنه . یا به زبونه ساده یه احوال پرسی با اعضای بدن. پنج دقیقه زوم میکنی روی انگشت پا بعد مچ پا ،زانو و ..... تا میرسی بالا و میبینی خوب شکر خدا همه چیز سره جاشه و سالمه و کلاس تموم میشه تا هفته بعد:)

بعد از کلاس هم اولین بارون پاییزی تهران بارید و کلی از گرد و غبار شهر و شست و شهر و درخت ها دیگه واقعا لباس پاییز پوشیدن :) دارم به این حرف مامانم کم کم ایمان میارم که همیشه بارندگی های تهران بعد از ۴ ام آبان شروع میشه .

نظرات ()



سینمای چهار بعدی
نویسنده: Nazaki - یکشنبه ٢۸ مهر ،۱۳۸٧

جمعه شب من و رضا رفتیم سینمای چهار بعدی یا همون به اصطلاح 4D. جالبیش اینه که این سینما تو همین ایران خودمون و تو تهرانه اما از اونجایی که تبلیغی براش نمیشه کسی زیاد ازش خبر دار نیست. انصافا از سینمای سه بعدی که ما تو شانگهای رفتیم هیجان انگیز تر بود. بعد از دیدن فیلم داشتم فکر میکردم احتمالا آینده سینما همین جوری چهار بعدی میشه و مثلا وقتی  هفتاد سالمون میشه و داریم با نوه هام فیلم میبینیم چه افکت هایی خواهد داشت و ما از تجربه اولین فیلم چهار بعدی که دیدیم خواهیم گفت و اونها به نظرشون چقدر لوس و بی مزه و دور از ذهن خواهد بود حرفهای ما .بگذریم . این سینمای چهار بعدی به اسم سینمای قلعه سحر آمیز تو پارک ارم هست سه تا هم فیلم داره: خانه ارواح و جزیره گمشده و سومیش یادم نیست :) هر فیلم هم 15 دقیقه است و 2300 تومن هم قیمت بلیتشه . ما خانه ارواح و دیدیم و مثلا تو یه صحنه گردن یه آدم که بریده میشه خون فواره میزنه و تو همون موقع از صندلی جلو به صورتم آب پاشیدسبزاسترس

نظرات ()



بدون شرح!!!!!
نویسنده: Nazaki - یکشنبه ٢۸ مهر ،۱۳۸٧

دیروز داشتم از میدان هفت تیر رد میشدم این پلا کارد و وسط میدان دیدم!!نمی دونم هدف چه عمقی از تحجر و خرافه پرستیه!!!

١۵ شوال سالروز شهادت عموی پیامبر حمزه (ع) تسلیت باد!!!!!!

ایشالا تا چند سال دیگه این عذاداری هم به تقویم تعطیلی های عزامون اضافه میشه!

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - دوشنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٧

دیشب رفتیم کنسرت محمد رضا شجریان تو تالار وزارت کشور .من البته کلا خیلی اهل شجریان نیستم و شاید آهنگ هایی که ازش دوست دارم به تعداد انگشت های دست نرسه اما خب چون رضا دوست داشت رفتیم .خدا عمرشون بده برنامه فقط با نیم ساعت تاخیر شروع شد و کلا برنامه در مقایسه با کنسرت شهرام ناظری که همین تابستون تو کاخ نیاوران و فضای باز با اون تعداد شرکت کننده سطح کیفی بالاتری داشت.مژگان شجریان هم در این کنسرت کنار پدرش ستار میزدو ساز صراحی ساز جدیدی که کار خود استاد شجریان هست (اگه اشتباه نکنم از خانواده ویولنه)هم در این کنسرت نواخته شد.

تقریبا آخر های کنسرت بود و نزدیک ساعت دوازده ، گروه شهناز مشغول نواختن بودن که شجریان در حالی که دستش و جلوی دهنش گرفته بود از سن خارج شد . دلیلش و که ما نفهمیدیم کسی هم ما رو لایق توضیح اضافی نمی دونست. اما با پایان آهنگ استاد مجددا وارد شد و یه آهنگ دیگه هم اجرا کرد و بعد برای ادای احترام و پایان کنسرت همگی بلند شدن که با درخواست مردم برای اجرای مرغ سحر دوباره همه سر جاشون برگشتن و مرغ سحر ناله سر کن و همراه هم خوانی مردم اجرا کردن.

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - دوشنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٧

چقدر از پاییز و حال و هواش بدم میاد و چه احساس یاس فلسفی بهم القا میکنه فقط خدا می دونه

خداحافظ ای هم نشینِ همیشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی مانی ، ای مانده بی من ...

 

 

تو را می سپارم به دل های خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب ...

 

 

 تو را می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر شب شکسته

تو را  می
سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تورا تا نسوزم ...  

 

به دل می سپارم تورا تا نمیرم

اگر چشمه واژه ازغم نَخُشکد .....

 

 

 

اگرروزگار این صدا را نگیرد ..........

خداحافظ ای برگ و بار دل من

خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم


خداحافظ ای ای نو بهار همیشه
     (احسان خواجه امیری)

امروز 22 مهر و سالگرد ازدواج پدر بزرگ مرحومم  با مادر بزرگم در سال 1322 :( روحش شاد .می خواستم حتما امروز برم یه سر تا مزارشون اما متاسفانه به دلیل پاره ای مشکلات نشد :( چقدر دلم هواش و کرده :((

 

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - دوشنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٧

یه ایمیلی برام اومده بود که مطلبش خیلی جالب و مفید بود . فکر میکنم برای همه حداقل یه بار این اتفاق افتاده که گوشی موبایل به هر دلیلی خیس بشه خودش بیفته تو آب یا آب بریزه روش یا.... اولین کار اینه که گوشی و خاموش میکنیم و باطری و در میاریم و خوش می کنیم اما تو این ایمیل نوشته بود که گوشی و باطری و تو یه کاسه پر از برنج خام بزاریم چون برنج جاذب رطوبته و بعد از چند ساعت که گوشی و باطری اونجا بمونه دوباره مثل روز اول میشه و هیچ مشکلی برای گوشی پیش نمیاد. فکر کنم باید یه بار امتحان کنمچشمک

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - شنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٧

نمی دونم چقدر این مطالب مستند هستن ، اما خوندنش خالی از لطف نیست .

سید خندان
سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است. سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گویی‌های او زبانزده مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است.. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.


فرمانیه
در گذشته املاک زمینهای این منطقه  متعلق به کامران میرزا نایب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما  فروخته شده است.


فرحزاد
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.


شهرک غرب
دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های  مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.


آجودانیه
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا میکند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه  بوده،  او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.


اقدسیه
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.


جماران
زمینهای جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی  معتقدند که در کوههای این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگ‌های بزرگ به دست می آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، یعنی محل به‌دست آمدن جمر نامیده‌اند.


پل رومی
پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عده‌ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلال‌الدین رومی گرفته‌شده است‌.


جوادیه (در جنوب تهران)
بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.


داودیه (بین میرداماد و ظفر)
میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش‌، میرزا داودخان‌، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت‌.


درکه
اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است دانسته اند.


دزاشیب (در نزدیکی تجریش)
روایت شده است که  قلعه بزرگی در این منطقه به نام « آشِب » وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو میگفتند.


زرگنده
احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه  ییلاق کارکنان روسیه  بوده است.


قلهک
کلمه قلهک از دو کلمه "قله‌" و "ک‌" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله‌، مخفف کلات به معنای قلعه است‌. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه‌های لشگرک‌، ونک و شمیران بوده است‌، به آن( قله- هک) گفته شده است‌.


کامرانیه
زمین‌های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان‌، وزیر امور خارجه‌تعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه‌، با خرید زمین‌های حصاربوعلی‌، جماران و نیاوران‌، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین‌ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.


محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)
در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محمودیه نامید.


نیاوران
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" (حد، عظمت و قدرت‌) ؛"ور" (صاحب‌) و "ان‌" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت‌.


ونک
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می‌شود.


یوسف آباد
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید. 


پل چوبی
 قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق‌هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن‌، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست‌، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.


شمیران
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و « ران » به معنای جایگاه است  و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.
همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند و همچنین  برخی نیز  معتقدند که‌ یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.


گیشا
نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) میباشد.


منیریه (در جنوب ولیعصر)
منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران‌میرزا، یکی از صاحب‌منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده‌است.

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - شنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٧

اینم یه آف لاین شیرین (به یاد مهدی و سارا همسفر های همدانی مون):

shomareye kafsheto befrest bezanamesh be pishonim ta hame befahmand khake

zire patim  :))

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - شنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٧

ما یکشنبه برگشتیم و تقریبا هفته شلوغی داشتیم اولش که رفع دلتنگی ها و دیدن مامان و بابا و خواهر و برادر و بعد عروسی بهداد و مونا و پنج شنبه هم که اولین جشن تولد رضا تو خونه خودمون بود و البته سومین تولد بعد از آشناییمونقلب که هم سورپرایزی بود و هم بالماسکه ،دیروزهم که یه پیک نیک خارج از شهر تو دل طبیعت و لمس پاییز خلاصه همه دست به دست هم دادن تا از حال و هوای چین بیام بیرون اما از اونجایی که می خوام به خودم یاد بدم یا یه حرفی و نزنم یا اگر زدم باید پاش وایسم به نوشتن سفرنامه هم ادامه میدم چشمک

نظرات ()



دیوار چین یا chinese great wall
نویسنده: Nazaki - سه‌شنبه ٩ مهر ،۱۳۸٧

اولین جایی که برای بازدید در چین رفتیم دیوار چین بود.برای رفتن به دیوار چین باید حدود هفتاد کیلومتر از پکن خارج بشیم. یه چیزی در مورد بیجینگ و پکن بگم اینکه بیجینگ به معنی صلح شمالی است و پکن تلفظ فرانسوی این کلمه هست . 800 سال پیش نوه چنگیزخان مغول این شهر را به عنوان پایتخت انتخاب کرد و از اون زمان پکن پایتخت  کشور چین شد و جمعیت این شهر الان در حدود 17 میلیون نفر با 16 هزار و پانصد متر مربع مساحت می باشد.

دیوار چین یه طول چهار هزار کیلومتر طول ،در عرض 500 ،600 سال از مرزهای شمالی (آن زمان چین) تا کویر های مرکزی چین به دستور  نوه چنگیز خان مغول برای حفاظت از کشور ساخته شد.روایت است که برای اینکه کار ساخت دیوار متوقف نشود جنازه کارگرانی که طی این مدت میمردن همان جا در دیوار قرار میدادن و دفن میکردن. دیوار چین برای چینی ها دارای مقام و منزلت زیادی می باشد . تا اون جایی که مائو موسس کمونیست خلق چین ، مردی که پاش به دیوار چین نرسد به اندازه کافی شجاع نیست و کسی که به دیوار چین برسد یه اندازه یک مدیر لایق و شایسته است :)

نکته جالب هنگام راه رفتن روی دیوار چین اینه که پله های دیوار اصلا هم ارتفاع نیستن به همین دلیل راه رفتن و از پله ها بالا و پایین رفتنش  واقعا سخته. روی دیوار از پله ها به راهرو میرسیم و یه کم که حرکت می کنیم دوباره سری پله های بعدی همین طور دیوار را روی سراسر کوهها در اونجا کشیده.

یه چیز جالب دیگه که روی دیوار دیدیم یه زنجیر بود که کلی قفل بهش آویزون بود. و اما دلیلش: همون طوری که گفتم دیوار چین خیلی برای خود چینی ها مهمه و سمبل هر چیز نا متناهی و غیر ممکنه، زوج های جوان چینی همراه یک قفل به دیوار میان و قفل و به زنجیر میبندن و کلیدش و به کوههای اطراف پرت می کنن با این نیت که پیوند زندگیشون هیچ جوری پاره نشه و عشقشون نسبت به هم بی پایان باقی بمونه قلب

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - جمعه ٥ مهر ،۱۳۸٧

از اونجایی که نمی خوام باز توبه روز شدن وبلاگم وقفه پیدا شد و از اونجایی که فکر میکنم از امروز تا فردا شب وقت آزاد خواهم داشت سعی میکنم سفر نامه لیدی برد تا امروز در سفر به چین و بنویسم . چون تو این مسافرت ما با تور اومدیم و لیدر تور اطلاعات جالبی در اختیارمون قرار داده انصافا تا الان که خیلی راضی هستیم و امیدوارم تا آخرش همین طور باشه . اگه کسی بخواد خودش این سفر و با این هتل ها و بازدید ها داشته باشه دقیقا دو برابر با ید هزینه کنه.حلاصه پس اگر قصد مسافرت به چین را دارید اگر به فرهنگ و تاریخ چین علاقه مند هستید با ما باشید چشمک

من و رضا بعد از اینکه رسیدیم دبی دو ساعت تو فرودگاه دبی توقف داشتیم و بعد با هواپیمایی امارات به سمت پکن سابق و بیجینگBeijing  امروز پرواز کردیم.پروازمون یه کم طولانی و خسته کننده بود 8 ساعت آدم فقط نشسته و براش هی به چیزی میارن می خوره ,می خوابه دو باره بیدار میشه و این چرخه تکرار میشه . حالا شایدم من عادت ندارم چون شش ساعت پرواز  طولانی ترین پروازی بود که تجربه کرده بودم.حالا یه کم هم با بازی و دیدن فیلم   وقت و سپری کردیم جالب اینه که در عرض سه ساعت از ایران و پیشاور و چند تا کشور رد شدیم و رسیدیم به چین و بقیه پنج ساعت و تو چین پرواز می کردیم از بس که پهناوره این کشور. خلاصه ساعت 11 و نیم به وقت محلی رسیدیم به پکن. یه فرودگاه خیلی بزرگ که برای شلوغی مسابقات المپیک و پار المپیک طراحی شده بود الان تعداد ادم های توش اصلا به چشم نمی اومد. بعد از چک پاسپورت و ویزا سوار یه قطار شدیم که هر یه دقیقه میومد و مسافر ها بعد از طی پنج دقیقه که با این قطار حرکت میکنن میرسن به جایی که باید چمدان ها شون را تحویل بگیرن. این عکس هم نماد المپیک 2008 ست که با گل رز طبیعی سفید و سبز و آبی و قرمز در فرودگاه قرار داره.

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - چهارشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٧

دیشب بعد از مدتها یه فیلم جدی اما خیلی قشنگ دیدیم . love in the time of cholera. ترجمه اش میشه عشق در سالهای وبا . بر اساس رمانی به همین اسم از گابریل گارسیا مارکز.من که خیلی خوشم اومد آهنگ هاشم مال شکیرا یود که دارم سعی می کنم برای دانلود پیدا کنم. حالا که وبا تو تهران هم میگن شیوع پیدا کرده وقت دیدن این فیلمه البته اونها در آستانه سال 1900 با این مشکل روبه رو بودن !

اینم یه لینک برای اطلاعات بیشتر:)

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - سه‌شنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٧

به قول بابا طاهر عریان که بنده حقیر از کلاس سوم که آرامگاهش و دیدم ارادت پیدا کردم خدمتشون :

بشم واشم از این عالم بدر شم

بشم از چین و ماچین دور تر شم :) البته ما این دفعه دورتر نمیشیم و همون چین پیاده میشیم. امیدوارم وقت کنم از اونجا ویلاگم آپ دیت کنم آخه تازه دوروز پیش اومدم گفتم من برگشتم :))

نظرات ()



 
نویسنده: Nazaki - سه‌شنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٧

یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نیگا میکردن. انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی!! من مطمئنم که اینا انگلیسیند! فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا و هم در حال عشقبازی!! حتماً فرانسویند! ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکر میکنن توی بهشتن!!! صد در صد ایرانین:))

نظرات ()



مطالب قدیمی تر » « مطالب جدیدتر