سلام

اين اولين روزيه که من شروع کردم به وب لاگ نوشتن.خيلی وقت بود که دودل بودم اين کاروبکنم يا نه؟!خاطرات و حرفام و يه جايی بنويسم که ممکنه کسی جز خودم بخونتش.

اما ديروز وقتی شادی گفت می خوام وبلاگ بنويسم نظرت چيه؟گفتم موافقم بيا با هم شروع کنيم.

امروزم بعد از کلی چت و غيبت باهم يادوبلاگ افتاديم که اون چون می خواست بره آرايشگاه ديگه وقت نداشت و رفت .منم از فرصت استفاده کردم و اومدم اينجا رجيستر کردم .الانم خيلی محيطش برام غريبست و تايژ کردنه فارسی ام که سخته خيلی .

نمی دونم دستم راه ميوفته و عشقه وبلاگ ميشم يا اصلا نمی گيرتم و ولش می کنم!

امروز اولين بارون پاييزی تو تهران اومده و همين طور اولين برف روی کوه های اطراف تهران.خيلی هم قشنگه کاش دوربينم و آورده بودم و يه عکس می گرفتمو می ذاشتم اينجا چون از دفتر کار ما يه ويوی عالی به شمال تهران داريم .حالا شايد فردا!