امشب با يکی از همدانشگاهی هام قرار دارم.اونم واسه يه امره خير !!!

اما نمی دونم چرا اينجوريم؟نه ته دلم شوری داره نه هی ساعت و نگاه می کنم که زودتر بگذره .نه هی ميرم تو آينه خودم و نگاه کنم تا ببينم امروز چه شکلی ام .

 ياده آخرين  قرار ی که داشتم ميوفتم  ,  چقد هيجان داشتم  .....پس حالا چی شدم؟ شايد نبايد اصلا قبول می کردم , شايد ........................