نویسنده: Nazaki - سهشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٤
امروز اصلا حوصله کار کردن ندارما. من فکر ميکنم Single Task ام يعنی فقط هر روز می تونم حوصلهء يه کاری و داشته باشم .
امروز ديرم اومدم سرکار ۹.۵ , اینجا بودم .آخه صبح قبل ازاينکه آماده شم و صبحونه بخورم نگار اومد خونمون و من و اونم وقتی ميوفتيم به حرف ديگه خدا ميدونه کی تموم ميشه .امروزم آخه داشت تعريف می کرد به سارا گفتن خودتون و تو پنج خط تعريف کنين.
اونم نوشته : من دختری هستم هشت ساله . کپل هستم نه لاغر . قد بلندم. نه کوتاه . چشم سبز دارم و موهای زيتانی
اخلاقم را نمی دانم اما مادرم خوش اخلاق است . ... ..
چقد دلم بچگی خواست .
