اگه اين چهارشنبه نبود آدم با چه انگيزه ای بايد يه هفته کار می کرد.

امروز بعد از کار ميرم کلاس زبان و بعد دو روز تعطيلی . اوه .زندگی بهتر از اين نميشه ;)

چقدرم يهو هوا سرد شد . وای هيچ کس ام که online نيست . پس من چيکار کنم ؟

ديروز بعد از کار رفتم با شيرين پاساژ ونک . می خواستم يه چيزه خوشگلی بخرم واسه اين مهمونی هايی که دعوت شدم .آخه از بس چاق شدم لباسام ديگه نميره تنم. اما ۲ ساعتم اونجا گشتيم ولی هيچيم نخريدم . دليلش ام اصلا خسيسی نبود  اما نع جدی شايد يکی از دليلاش اين بود اما دليله اصلی اش اين بود که هيچ چيزه متفاوتی نبود.همه ويترين ها مثه هم بود شايد فقط يه تنوع رنگ داشت.همين .منم متنفرم ازاينکه يه چيزی انقدر پر و فراوون باشه تو همه جا .فقط جيلی بيلی خريدم و تو تاکسی تا برسم خونه خوردم . وای خيلی دوست دارمشون.

حالا شايد امروز قبل از کلاس باز برم يه کم بگردم شايد يه چيزی پيدا کنم .وايلا فردا بايد به توصيه يکی از دوستام عمل کنم و ... ;)