منوچهر نوذری در بيمارستان بستری شد  دليلشم بيماری کليه و قنده . وای وقتی تو تلويزيون نشونش ميداد, آدم اصلا باورش نميشد که اين همون هنرمند.وقتی دوربين و برد جلو که ازش فيلم بگيره , گفت نور چشمم و اذيت ميکنه .آخه خيلی ضعيف شدم

آخی من آخرين چيزی که ازش يادمه, به جز اون تئاترهای قشنگش , تو تئاترگلريز, سرياله کوچه اقاقيا ست .

دوست ندارم ديگه خواب ببينم .... توی خواب تورو بی تاب ببينم... وای بقيه شعرش چی بود؟ يادم رفته .چه بد