صبح تو مسير خونه تا شرکت يه آگهی های زرد رنگی و به در و ديوار ديدم . اما نمی تونستم بخونم. بابام که سر کوچه شرکت پيادم کرد , رفتم يکی شون و خوندم و ديدم آگهی پر کردن فرم قرعه کشی لاتاری گرين کارته . اونم در سريع ترين زمان با کمترين هزينه پنج هزار تومن  !

يعنی بعضی ها , آخر آدم فرصت طلب هستن .البته همين يه انگيزه شد واسه من تا با اينکه اصلا قصد رفتن و مهاجرت و اين کارها رو ندارم اما ديدم حالا که سنگ مفت و گنجيشکم مفته. 

 اومدم  يه سری زدم ببينم چه خبره . بعدم ديدم خيلی اطلاعات نمی خواهد , وقت گيرم نيست من هم پرش کردم  و يه عکس هم از تو کامپيوتر شرکت پيدا کردم و انقدر Error پيکسلی گرفتم , تا آخرش عکسم اندازه شد  و قبول کرد و فرم و فرستادم رفت . حالا تا ببينيم چی ميشه . شايد سال ديگه صدام از آمريکا بياد من وبلاگم و از اونجا Update  کنم ;)

مگه من  چيم از وزير نفت پيشنهادی جديد که الان داره تو مجلس سوال و جواب پس ميده ,که بپسندنش واسه وزارت, کمتره که اون گرين کارت داشته باشه و اقامت انگليس ام داره و من نداشته باشم