نویسنده: Nazaki - چهارشنبه ٩ آذر ،۱۳۸٤
وای ديشب که رفتم دندونپزشکی , يه نقشه خائنانه کشف شد .
منشی دکتر به من زنگ زد و کلی معذرت خواهی کرد که ببخشيد , دکتر امروز کار دارن و وقت شما کنسل ميشه . منم که از خدا خواسته خوشحال شدم و گذشت . تا ديشب که رفتم و بعد از سلام و احوال پرسی دکتر گفت که چرا وقت و کنسل کردی؟
منم گفتم وا شما کار داشتين و گفتين من نيام!
خلاصه آخرش معلوم شد که يکی از اين سه تا خانم منشی های دکتر , روز يکشنبه عصر کار داشته و چون من آخرين وقت بودم تصميم گرفته سر خود کنسل کنه اونم اينجوری ! که به من گفت دکتر نيست به دکی ام گفته من نيستم !
حالا از صبح تاحالا هی به من زنگ می زنن که شواهد پيدا شه که کدوم يکی ازين سه تا بودن که اين کار و کردن , چون خود طرف اعتراف نکرده هنوز ;) دکتر ام عصبانی بود حسابی.
