يه ماچ داد و دمش گرم , دمش گرم ....

ديروز تولد شادی بود . ساعت سه قرار بود مهمونها بيان و منم قرار بود که زودتر برم کمک اما انقدر هی کار پيش اومد که من ساعت ۳.۵ رفتم و دو تا از مهمونها هم زودتر از من رسيده بودن  

اينم آهنگ تولدش شد چون هی دو سه تا آهنگ مختلف گوش می داديم بعد دوباره نوبت اين آهنگه جديده افشين ميشد . چقدرم به درد مهمونی می خوره و قريه .

من که از ديشب افتاده تو دهنم و هی می خونمش. يکی هم قول داد که  برام رايتش کنه حالا ببينم يادش می مونه يا نع .

به به چقدر دلم ازون سالاد ها ی خوشمزه و کيک خواست اول صبحی .

واقعا هيچ کيکی , کيک شکلاتيه بی بی نميشه

شادی خانم تولدت بازم مبارک :*‌يه چيز ديگم مبارک ;)

در راستای همون اتفاقات ديروز , امروز انقدر خسته ام که مجبور شدم نمايشگاه رفتن و بپيچونم و موندم دفتر;)