بعد از دندونپزشکی هم با شادی قرار داشتم و رفتيم باشگاه انقلاب پياده روی . بين راه هم زوزو يکی از دوستای قديمم و دوستش و ديديم و خلاصه تو جاده پر از برگهای زرد پاييزی سلامتی يه کم راه رفتيم و بعد هم اومديم نشستيم يه چيزی بخوريم .منم چون از ديروز رژيم هزار کالری گرفتم فقط يه چايی خوردم و يه نصفه تويکس. تودو خدا کالريش و حساب نکنه کسی ;)

بلاخره ساعت نه شب با کلی خبر و ماجرا رسيدم خونه و تازه بسم اله ....:))