وای اين هواپيما هه چه چيزی بود ديگه :(

ديروز که تو نمايشگاه بوديم , زن همکاره ترکم که به خاطر نمايشگاه اومده بود ايران بهش زنگ زد و کلی دلش شور افتاده بود که ببينه شوهرش چطوره. ما هم که از همه جا بيخبر.

اما شب که اومدم خونه کلی غصه دار شدم اين فيلمهاشون و ديدم :( بدترينش و ديشب بود که گزارشگر رفت کنار اين جنازه ها و بعد موبايلاشون زنگ ميزد , اما کسی ديگه نبود که جواب بده :O :((