نویسنده: Nazaki - چهارشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٦
از امروز شمارش معكوس عروسي شروع شد . منم تو دلم جمع اضداده. اين پست و ده بار نوشتم و پاك كردم. نمي دونستم چه شكلي بزارم جلوش. خوشحال؟
.دلشوره اي كه از جشن و مراسم دارم؟
سرخوش از عروسي
يا ناراحت از پشت سر گذاشتن يه دوره ؟
و خوشحال از وارد شدن به يه دوره جديد و زندگي نو؟
ترس از مسئوليت آينده و از عهده بر اومدن؟
مغرور و سربلند از عشق و شور
هنوزم نمي دونم پر از همه ش و خالي از همشونم . ساده بگم ، من خل شدم :))
.دلشوره اي كه از جشن و مراسم دارم؟
سرخوش از عروسي
يا ناراحت از پشت سر گذاشتن يه دوره ؟
و خوشحال از وارد شدن به يه دوره جديد و زندگي نو؟
ترس از مسئوليت آينده و از عهده بر اومدن؟
مغرور و سربلند از عشق و شور
هنوزم نمي دونم پر از همه ش و خالي از همشونم . ساده بگم ، من خل شدم :))
