اگه يه کم ديگه می موندم خونه خل ميشدم.انقدر بی حوصله بودم که مهمونی هم نرفتم .

اما عوضش رفتم باشگاه انقلاب و دو دور راه رفتم رو برگ های زرد و خش خششون يه کم حالم و خوب کرد .