من حوصله ام سر رفته :((‌ دلم يه خوشی خوب می خواد.

دلم ميخواد هر کاری که می خوام بکنم وبدون اينکه فکر کنم وای الان اينکار و کنم بعد چی ميشه .بعد مامانم عصبانی و ناراحت مشه و به اين بر می خوره و اون و يادم رفت و ......

دلم ميخواد آزاد باشم . ونهصد ساعت بشينم پای اينترنت .

 ساعت سه نصفه شم پاشم برم تو يه جاده تاريک و بی انتها که هر چی نگاه کنم تا اون سرش پيدا نيست , فقط اسمون باشه و سياهی و ماه و ستاره ها , تازه ده صبح بگيرم بخوابم تا هر وقت دلم خواست .بدون اينکه دل شوره داشته باشم آدم بايد سحر خيز باشه تا کامروا شه !!  بعد بيدار شم با هر کسی دلم خواست تا هر وقت دلم خواست برم هر جايی که خواستم.

دلم ميخواد همه اين قانون و مرز ها رو بردارم. من تنوع ميخوام .خسته شدم ازين زندگی يکنواخت  که همش بايد توش رعايت حد و حدود شه .پووووووف