امروز عصر باز رفتم دندون پزشکی! اما اين که خيلی تکراری شده , نکته جالبش اينجا بود که من معمولا آخرين مريض دکترم اما امروز يه مريض زنگ زد و دکتر هم بهش اجازه داد بياد يعنی گفت آره هستم مطب و بيا. از اين جواب دادن فکر کردم که حتما يکی از دوستای خود دکتره که داره اين وقت می پذيرتش. وسط کارم مريض مورد نظر اومد و دکتر رفت يه پنج دقيقه پيشش و اومد تا کار من و تموم کنه. . کاره من که تموم شد و داشتم کيف و لوازمم و جمع ميکردم که بيام, منشی دکتر اومد و گفت اه چقدر ازين بدم مياد!! گفتم از کی؟ گفت بهرام رادان.
حالا من کلا " از مرد ها و پسر های بور خيلی خوشم نمی ياد . يعنی به نظرم مشکی ها جذاب تر هستن (نظر شخصيم و ميگم) اما از ديدن آدمهای معروف کلی ذوق ميکنم. واسه همين ديگه فهميدم رادان خودم و کشتم و رفتم ديدمش.به منشی می گفتم می خوای من ميرم دستيار دکتر ميشم اين يه مريض و استثنا";) ولی واقعا چشم و مژه کم نظيری داشت . تیپشم خوب بودالبته مدل موهاش و دوست نمی داشتم زياد . يه جين ازين پاره ها که مد شده . يه کفش ورزشی نقره ای و يه تی شرت رنگ موهاش. با يه ساعت شيک که نتونستم مارکش و تشخيص بدم :(
