دیروز اولین جلسه کلاس یوگام بود.باز من وقت اضافه گیر آوردم و کلاس بازیم شروع شد
تاحالا یوگا نرفته بودم(مرسی از ندا جونم) واسه همین با کلی هیجان رفتم سرکلاس و واسه خودم یه شلوار گرمکن سرمه ای با نوار سبز و بلوز سبز برده بودم که تا اومدم بپوشم مربیم بهم تذکرداد که لباس یوگا به رنگ سفیده و گشاد و این قرتی بازی ها اینجا خبری نیست
کلاس تقریبا یه ساعت و نیم بود و اون همه هیجان من بیخودی بود چون کلاس آرام تر و بی هیجان تر از اونی بود که فکر میکردم خوب شاید اگر غیر ازین بود عجیب بود چون کلاس آرامش و ریلکسیشنه . یا به زبونه ساده یه احوال پرسی با اعضای بدن. پنج دقیقه زوم میکنی روی انگشت پا بعد مچ پا ،زانو و ..... تا میرسی بالا و میبینی خوب شکر خدا همه چیز سره جاشه و سالمه و کلاس تموم میشه تا هفته بعد:)
بعد از کلاس هم اولین بارون پاییزی تهران بارید و کلی از گرد و غبار شهر و شست و شهر و درخت ها دیگه واقعا لباس پاییز پوشیدن :) دارم به این حرف مامانم کم کم ایمان میارم که همیشه بارندگی های تهران بعد از ۴ ام آبان شروع میشه .
