نویسنده: Nazaki - جمعه ۱٥ آبان ،۱۳۸۸
من فعلا به خونه مامانم اینها ممنوع الورودم چون سی سی رفته ترکیه و سارا و نگار اونجان تا اینجا که همه چیز معمولیه اما موضوع اینه که سارا از شنبه حسابی مریضه و یه مدل آنفولانزای بد گرفته
حسابی آنفولانزا با انواع و اقسام مختلفش شیوع پیدا کرده و با این وضع مراعات نکردن مردم هی بدتر هم میشه.تو همین هفته که ما رفته بودیم ختم مادر شوهر خاله رضا هر کی وارد میشد همه رو سه بار بوس میکرد و دست میداد میرفت می نشست بعد نیم ساعت بعد که می خواست بره دوباره از اول یه دستی میداد و سه تا ماچ آبدار و بای بای. منم که چند بار اومدم قاطع عمل کنم و گفتم ببخشید من دست نمی دم یه نگاهی و تحمل کردم که بار معنوی زیادی داشت شامل : واه واه چه از خود متشکر ، حالا مگه من ایدز دارم ، .....
