تیر ماه داره تموم میشه و من هیچی ننوشتم تو ویلاگم. ماه خوبی بود برام البته که چند روز اولش به مریضی و بستری شدن تو بیمارستان گذشت. مثل اینکه من سهمیه تابستونی یه گزیدگی دارم. امسال هم مثل پارسال شدم یه کم هم بدتر.رفتیم آینه ورزان (نزدیک دماوند) و یه مگس نیشم زد و باز پام سلولیت شد و عفونت وارد خونم شد و خلاصه..... به خیر گذشت. خاله ام هم یه سه هفته ای اومد ایران و دو تا هم عروسی رفتیم امیر حسین و شیما رفتن سر زندگی و شادونه خانم هم عروس شد.

مسافرت های تابستونی مون را هم با بازدید از کاشان و باغ فین و اصفهان و سی و سه پل و چهل ستون شروع کردیم.

پسرم اردلان هم کادوی امسالم به مناسبت روز زن بود :)

با این کامنت منصوره لازم دیدم این توضیح و اضافه کنم که اردلان گوشی سونی اریکسونه و نع یه پسره کاکل زری نیشخند

/ 3 نظر / 5 بازدید
دفتریادداشت

حسابی جا خوردم. بیمارستان ...؟! هدیه ی روز زن... ؟! من تا حالا مثل بقیه ی دخترای وبلاگ نویس شما رو به حساب می آوردم و تو تو حرف می زدم. ولی حالا که می بینم تو (شما) یه مادر هستید... دچار تعارض شدم[نیشخند] خدایی گاهی با خودم فکر می کنم این چه چیزیه که تو این فضای مجازی به آدما جرات می ده با فردی که رو در رو باهاش ممکنه به شدت رسمی صحبت کنن، اینجا باهاش راحت صمیمی و تو تو حرف بزنن...؟! قدم نو رسیده مبارک...[گل]

دفتریادداشت

پس این بود قضیه... من و بگو که چه جدی تبریک گفتم[خنده] پس قدم این یکی نورسیده مبارک! [نیشخند]

آرش

آخی دوره 3250 تموم شد دیگه؟ حیوونکی گوشی خوبی بود خدایش بیامرزد مدلشو نگفتی دختر؟؟؟[نیشخند]