]چهارشنه ساعت شش رسیدیم خونه از بس که شلوغ بود. کلی هم از مهمونی دیشب و بی خوابیش خسته بودیم. تازه ساعت 7 هم باید میرفتیم خونه مامانم اینها مهمون داشتن. رضا سریع رفت تا یه چرت بزنه اما من هر کاری کردم نتونستم جلوی وسوسه ام را بگیرم و تو اون یه ساعت یه کیک صورتی به مناسبت 4 ماهگیمون پختم و بلاخره کیک پزی تو خونمون افتتاح شد :) خیلی دستور ساده ای داشت و کیک راحتی بود حالا شاید دستورش و اینجا واسه خانم های خانه و کدبانوهای عزیز گذاشتم113.gif

/ 0 نظر / 3 بازدید