امروز داشتم  ایمیلی و که یکی از دوستام برام فرستاده بود میدیدم عکس های یک مسجد بود به اسم مسجد شیخ زاید بن خلیف تو ابوظبی. واقعا دیدنی و قشنگ بود . یعنی با اینکه اسم مسجد و به همراهش داشت و با این حس که خوب باز می خوام مسجد ببینم پیوست ایمیل و باز کردم بعد از دیدن چند تا صحنه دیدم حرفم و پس گرفتم و تا آخر عکس ها رو دیدم و با خودم گفتم خوبه که آدم از نزدیکش را هم ببینه. بعد یهو حواسم رفت به مسجد های داخلی . به نظرم خوب واقعا تو مسجد هایی که تو سراسر کشور داریم هنر نهفته اما من و خیلی جذب نمی کنه. یعنی مسجد جامع اصفهان و مسجد شیخ صفی اردبیل و هزار تا مسجد دیگه همه تو یه چیزی مشترک هستن و شاید اگه بر حسب وظیفه نبود و دست خودم بود نمی رفتم ببینمشون. خیلی فکر کردم تا دنبال دلیلش بگردم و فقط به یه چیز تونستن برسم حالا نمی دونم درسته یا غلط و اون تکرار تاریخه. الان تو عصر الان من از دیدن مسجد شیخ زاید بن خلیف لذت بردم. چون در حال حاضر مسجد به اون بزرگی و عظمت ندیدم و نقوش کار شده تو سالن های این مسجد جدیده و تا حالا جایی بکار نرفته. این مسجد به واسطه نو بودنش یه جاذبه دیگه ای داره اما شاید ششصد سال دیگه اینجوری جلب توجه نکنه که حدس میزنم همین طوره.همان طور که مسجد شیخ صفی در دوران خودش بالاتر از استانداردهای موجود بوده و واسه همین معروف شده . نمی دونم ولی نظر من اینه. یه روزگاری ایران یک کشور پولداری بوده و از این شاهکار ها زیاد توش پیدا میشده اما روزگار چرخیده و الان تنها باقی مانده های اون شاهکار ها ممکنه برای بعضی ها و اونهایی که به گذشت زمان علاقه دارن جالبه .مقابلش امارات الان پولداره و داره دست به این شاهکار ها میزنه. عجب بالا و پایین داری دنیا این نتیجه اخلاقیشه و عجب روزگار تکرار تاریخه.

/ 0 نظر / 6 بازدید