مدیریت در سطح کلان به این شکل معنی می شود :

در یک زمستان که بارندگی و سرمای هوا بی سابقه است و دولت با توجه به کمبود گاز وصرفه جویی در مصرف سوخت  و کمبود وسایل نقلیه عمومی و بسته بودن راهها تو کوچه و پس کوچه های شهر تهران سه روز را تعطیل اعلام می کند.مدیر عامل شرکتی بزرگ بعد از سبک و سنگین کردن شرایط و سنجش موقعیت و وضعیت به این نتیجه میرسد که یک شرکت بزرگ هرگز تعطیل نمیشود و حتی در روزهای سخت به کار خود ادامه میدهد. دلیلی برای تعطیلی بی دلیل و اتلاف وقت وجود ندارد. باید پرسنل بیایند تا به کار ها برسند و هیچ کاری عقب نیوفتد حتی اگر کارخانه تعطیل باشد حتی اگر شرکت حمل و نقلی جهت صادرات کار نکند اما زمان را نباید از دست داد. دستور به همه ابلاغ میشود کلیه پرسنل در روزهایتعطیل اعلام شده به شرکت بیایند!

همه به شرکت میایند اما نع دل و دماغ کار کردن دارن چون همه جا تعطیله و ابر سیاهی که روی آسمون پوشیده همه مردم شهر و مجبور به ماندن در خانه کرده و نع سرمای ساختمان اجازه میدهد تا کسی دستش را از جیب بیرون آورد.

پرسنل همین شرکت از یک سال پیش که به شرکت جدید نقل مکان کردن با مشکل جدی برق مواجه هستن. چون ساختمان شرکت کابری مسکونی داشته و حالا که چیزی حدود دویست نفر پرسنل با کامپیوتر  و تلفن و دستگاههای خنک کننده و آسانسور و .... در این ساختمون جا گرفتن تقریبا هفته ای دو تا سه روز به مدت دو ساعت بدون برق هستن. البته این موضوع جدای مشکل برق منطقه است که در زمستان و تابستان دچار بی برقی های دوره ای میشه. اگر با یه حساب سر انگشتی تعداد ساعت های بی برقی هر روز و هر هفته و نهایتا ماه و سال و بدست بیاریم صد در صد به همین نتیجه میرسیم که اون سه روز تعطیلی دولتی یا روزهای امثال نتیجه ای  جز لوس و تن پرور کردن کارکنان نداره و ارزش وقت و زمان کاری اصلا ارتباطی با ساعت های بی برقی و بیکاری کارکنان در طول سال نداره. این یعنی مدیر موفق و این یعنی مدیریت سالم . از همین جا هم شروع میشه و همین طوری موضوعات مهم پیش پا افتاده میشه و مسایل ریز و کم اهمیت بزرگ میشه .متاسفانه این روند تا سطوح بالاتر هم ادامه داره.

 

/ 1 نظر / 3 بازدید